امروز 20 دي تولد مامان مرجانه![]()
خوشحالم كه تو اين دنيا هستم چون از مادري متولد شدم كه عاشقانه هر چه در توان داشت نثار ما كرد
و اين عشق و آنچنان عميق و با ريشه به ما انتقال داده كه من امروز عاشق زندگيمم عاشق همسرم
و عاشق پسر گلمم
خواهر و برادرم و با تمام وجود ميپرستم پدرم دوستت دارم
مامان ويداي مهربون دوست دارم چون پسر خوبي تربيت كردي و تحويل من دادي و تمام كسايي كه به
هر شكلي باهاشون در ارتباطم دوستشون دارم.
مادرم: فرشته زميني من ازت متشكر كه به من زندگي دادي و من را به دنيا آوردي و در تمام مراحل
زندگي هميشه در كنارم بودي و به من آموختي مادر بودن را صبور بودن را و عاشق بودن را 
با تو بودن را دوست دارم
همسرم: دركنار تو بودن تا آخرين دقايق زندگي با افتخارترين و با ارزشترين دارايي منه 
در كنار تو بودن را دوست دارم
پسرم: بهترين هديه اي هستي كه خدا به من داده از دولتي وجودت من يك مادرم 
عاشقتم
بازدید : 178 مرتبه | موضوع :
امروز ٩٠/١٠/١٠ که رویین جونم یکسال و دوماهته:
کاملاً حرف میزنی نمی تونی جمله بگی ولی کلمات رو خوب کنار هم استفاده میکنی.
از راه رفتنتم که چی بگم ماشاالله میتونی تو مسابقه دو شرکت کنی .
تمام آدم های دور و برتو به اسم میشناسی و ارتباط شون رو با هم میدونی مثلاً اگه بهت بگم میخوایم بریم
پیش دایی، سریع میگی مهس (مهسا)
در موسیقی بینظیریییییییییییی (هر روز صبح بابا رو میبری سمت پیانو درشو نشون میدی و میگی (باز) بعد
شروع به زدن میکنی و نتهارو میگی (دوووووووووووووو)
خلاصه اینکه عاااااااااششششششششششششششششقتم
بازدید : 147 مرتبه | موضوع :
هورا عكسهاي تولد رويين !!!!!!!!
ببخشييييييييييييييد زمانش خيلي طولاني شد






بنر آقا رويين كه آخر مهموني، مهمونها براش يادگاري نوشتن


آقاي DJ و نمايش عروسكي

رويين در حال انگشت زدن به كيك



ناي ناي رويين

آخر شب رويين

بعد از كمي استراحت آقا رويين بيدار شد و روي بنر، مثل مهمونها براي خودش يادگاري نوشت

بووووووووووووس
بازدید : 267 مرتبه | موضوع :

پسرم اين دومين محرمي كه تو در كنار ما هستي و اولين محرمي كه در كنار ما بودي يك ماهتم نشده
بود. بابا فرهادم ي چند روزي رفت كربلا و از بغداد كلي اسبابازي باحال برايت آورد.
رويين جونم من و بابا خييييييلي دوست داريم اين و هر روز برات تكرار ميكنم هزاران بار تا در تك تك سلول
هاي بدنت هك بشه.
ميخوام اين و بدوني كه بابا 8 ساله كه ايام عاشورا و تاسوعا رو ميره كربلا ولي امسال بخاطر تو نرفت
بايد بدوني كه براي بابا خيلي مهم كه اين ايام كربلا باشه، ولي چون تو ديگه تحمل دوري نداشتي
بخاطر تو نرفت.
بازدید : 147 مرتبه | موضوع :
![]()
رويين راه ميررررررررررررره
رویین جونم: یک سال و ٢٣ روزت
واااااي واااااااي گل پسرم راه افتاد
عزیز دلم راه افتاد.
گل پسر مامان: چهارشنبه 90/09/02 شام خونه خاله تهمينه(خاله مامان) بوديم مامي و خاله مگي و
نورا و پريا و خلاصه همه دور هم بوديم كه با تشويق همه
شروع كردي به راه رفتن البته ما هم
يكمي كمكت كرديم ولي خودت پشتكار خوبي داشتي، تقريباً تمام اون شب و تمرين كردي و راه رفتي
عزيز دلم، انشاءالله توي تمام مراحل زندگيت همينقدر پشتكار داشته باشي و پله هاي ترقي رو با همين
سرعت طي كني.
به اميد روزهايي كه مامان و بابا با آرامش از پيشرفت پسرشون لذت ببرن. ![]()
بازدید : 146 مرتبه | موضوع :
![]()
بابا فرهاد بعد از 14 روز دوري، از سفر كاري برگشت.
مااااااااا خوشحالييييييييييم ![]()
من و رويين ديگه داشت تحملمون تموم ميشد كه بابا فرهاد رسيد 
پسركم وقتي بابا رو بعد از 14 روز ديدي، خيلي كاراي بامزه اي انجام دادي:
تا اونجايي كه تونستي هي صدا ميكردي بابا بابا
هر چند دقيقه يكبار دستت و نشون بابا ميدادي كه اوف شده تا بابا بوسش كنه
بابا داشت برات پيانو ميزد رفتي بابا رو از پشت بغل كردي و صورت قشنگت و چسبوندي به پشت بابا 
با بابا رفتي حموم و كلي حال كردي ![]()
مي خواستم بخوابونمت بابا رو صدا كردي تا اونم پيشت بخوابه مبادا بابا دوباره در بره .gif)
ني و تار بابا رو نشون ميدادي و حاليش كردي برات بزنه و بخونه
خلاصه روز خيلي خوبي بود خانواده 3 نفرمون دوباره با هم بود و وقتي كه بابا، من و تورو بغل كرد
چشمات از خوشحالي برق ميزد و ي خنده خيييييييييلي قشنگ و با آرامش روي لباي قشنگت بود.
![]()
البته بابا فرهادم حسابي دلش تنگ شده بود كلي هم سوغاتي برامون آورد كه نشون ميداد جايي نبوده
كه من و تو در خاطرش نباشيم.
خدايا اين عشق و اين دوست داشتن و اين دلي رو كه براي هم ميتپه از ما و از تمام كسايي كه همديگرو
دوست دارن نگير.
بازدید : 127 مرتبه | موضوع :
- آقارويين در اين لحظه 8 تا مرواريد داره
.gif)
- هر كلمه اي رو دو يا سه بار بگي بلافاصله تكرار ميكنه (دوشت، خيار، خاله، عم، سعيد، توپ
ايوب
،دايي،چشم،سيب،ديدي، بيا، منه(مال منه)،برف(بف)
،عكس، پدر...، مامان، بابا، بريم، و...)
- يكي دو قدم راه ميره
- عاشق موسيقيييييييييييييييييييي و رقص
- عشق دومش دوغ و گوشت
- پسرم نماز ميخونه و الله اكبر ميگه
- الهي شكر بعد از غذا يادش نميره
- چندتا كلمه انگليسي بلده
.gif)
- بلد با ماشين اسباب بازي بيب بيب بازي كنه
- تار و ني و پيانو و جاز و اكثر سازهارو خوب ميشناسه و ميدونه هر كودومو چطور دستش بگيره و چطور بزنه
.gif)
- خيلي از حيون هارو با صداشون ميشناسه
- جاهايي كه ميريم براي بار دوم ميدونه كجاست
- گل (دًل) دوست داره و بوش ميكنه و به به ميگه
.gif)
اين كارم بلده
- لبتاب دم دستش سالم نمي مونه
- كتاب خيلي توجه آقا رويين رو جلب ميكنه
.gif)
- راستی آقا رويين قهرم رو هم بلده وااااااي
.gif)
البته رویین خیلی چیزا بلد ولی مامان همین قدر حضور ذهن داشت. ![]()
لطفا هر موردی درباره رویین میدونید براش تو نظرات بنویسید. مرسی
بازدید : 125 مرتبه | موضوع :
ديروز 24 آبان از ساعت 4 تا 8 تولد دسته جمعي بچه هاي يكساله آبان در سرزمين عجايب تيراژه برگذار شد

من و رويين و مامي ترانه و خاله مگي رفتيم جاتون خالي خيلي خوش گذشت بعد از مراسم هم كارت بازي
به بچه ها دادن و آقا رويين كلي با بازي ها حال كرد فقط جاي بابا فرهاد خييييييييييلي خالي بود آخه همه
ني ني ها با باباشون بودن
اینم کارت دعوتمون

(عكس ها آماده بشن ميزارم)
بازدید : 193 مرتبه | موضوع :
من و رويين اين روزا خيلي كسليم
آخه بابا فرهاد از 17 آبان سفر كاري رفته و 29 آبان بر ميگرده
البته ديشب بابا فرهاد رو ديديم
و با هم صحبت كرديم و بابا فرهاد ديد كه رويين خان داره
قابلمه هارو از تو كابينت ميريزه بيرون و كلي هم با، بابا خنديديم ولي فايده نداره
من و
رويين دوست داشتيم بابا فرهاد از تو لب تاب بياد بيرون ولي نمي شه آخه بابا فرهاد رفته چين
خييييييييييييييلي دوره 
ماااااااااااااا ناراحتييييييييييييييييييييم 
زوووووووووووووووود بيااااااااااا
بازدید : 137 مرتبه | موضوع :

تولد تولد تولدت مبارك
مبارك مبارك تولدت مبارك
![]()
بيا شمارو فوت كن تا 100 سال زنده باشي
![]()

تولد يكسالگي رويين مبارك
![]()
رويين پسرم برات كم مي نويسم تا حوصله خوندنشو داشته باشي.
مي خوام بدوني كه مامان و بابا هميشه عاشقتن و هر كاري كه از دستشون بر بياد تا آخر عمرشون براي
خوشبختي تو انجام ميدن.
![]()

يكسال مثل باد گذشت و تو در يك صبح قشنگ، با نم نم بارون بدنيا اومدي و امروز كه اولين سال تولدت
رو جشن ميگيريم همون نم نم بارون به همون قشنگي ميباره. ميدوني چرا ميباره ؟ چون بايد همه جا تميز
باشه و همه چي مرتب!!! آخه يه فرشته داره مياد رو زمين ![]()

بازدید : 208 مرتبه | موضوع :
بابا سلام با هم حرف بزنيم؟![]()
4 ساله كه بودم فكر ميكردم پدرم هر كاري رو مي تونه انجام بده.
5 ساله كه بودم فكر ميكردم پدر خيلي چيزها رو مي دونه.
6 ساله كه بودم فكر مي كردم پدرم از همه پدر هاباهوشتره .![]()
8 ساله كه شدم، گفنم پدرم همه چيز رو هم نمي دونه.
10 ساله كه شدم با خودم گفتم! اون موقع ها كه پدرم بچه بود همه چيز با حالا فرق داشت.
14 ساله كه بودم گفتم: زياد حرف هاي پدرمو تحويل نگيرم اون خيلي ...
16 ساله كه شدم ديدم خيلي نصيحت مي كنه گفتم باز اون گوش مفتي گير آورده.
18 ساله كه شدم واي خداي من باز گير داده به رفتار و گفتار و لباس پوشيدنم همين طور بيخودي به آدم گير ميده ![]()
25 ساله كه شدم ديدم كه بايد ازش بپرسم، زيرا چيزهاي زيادي درباره هر موضوعي ميدونه.
30 ساله كه شدم به خودم گفتم بد نيست از پدرم بپرسم نظرش درباره اين موضوع چيه هر چي باشه چند تا پيراهن از ما بيشتر پاره كرده و خيلي تجربه داره.
40 ساله كه شدم مونده بودم پدر چطوري از پس اين همه كار برميومد و مياد.![]()
45 ساله كه شدم ... حاضر بودم همه چيزم رو بدم تا برگردم به 10 سالگي و بتونم باهاش درباره همه چيز حرف بزنم و نظرشو بخوام!
اما افسوس كه قدر لحظه هارو در همون لحظه ندونستم ...
خيلي چيزها مي شد ازش ياد گرفت!
![]()
بازدید : 169 مرتبه | موضوع :
آن زمان که مرا پیر و از کار افتاده یافتی،
اگر هنگام غذا خوردن لباسها...یم را کثیف کردم و یا نتوانستم لباسهایم را بپوشم
اگر صحبت هایم تکراری و خسته کننده است
صبور باش و درکم کن
یادت بیاور وقتی کوچک بودی مجبور میشدم روزی چند بار لباسهایت را عوض کنم
برای سرگرمی یا خواباندنت مجبور میشدم بارها و بارها داستانی تکراری را برایت تعریف کنم
وقتی نمیخواهم به حمام بروم مرا سرزنش و شرمنده نکن
وقتی بی خبر از پیشرفتها و دنیای امروز سوالاتی میکنم، با تمسخر به من ننگر
وقتی برای ادای کلمات یا مطلبی حافظه ام یاری نمیکند، فرصت بده و عصبانی نشو
وقتی پاهایم توان راه رفتن ندارند، دستانت را به من بده، همانگونه که تو اولین قدمهایت را کنار من برمیداشتی
زمانی که میگویم دیگر نمیخواهم زنده بمانم و میخواهم بمیرم، عصبانی نشو، روزی خود میفهمی که مردن بهتر از زنده ماندن است
از اینکه در کنارت و مزاحم تو هستم، خسته و عصبانی نشو
یاریم کن همانگونه که من یاریت کردم
کمک کن تا با نیرو و شکیبایی تو این راه را به پایان برسانم
فرزند دلبندم، دوستت دارم .......پدر
بازدید : 125 مرتبه | موضوع :
رویین گلم عزیز دلم، مامان و بابا دارن کارای تولدتو انجام میدن برای همین تو این هفته کمتر برات مینویسیم
ولی به زودی با دست پر برمیگردیم و به بهت نشون میدیم که چقدر عاشقتیم.
راستی چند شب پیش کلی جلوی در یخچال
گریه کردی و دوغ میخواستی ![]()
دوغ دوغ دوغ خیلی دوغ خوردی و ساعت ٤ صبح گلاب بروتون شدی شکمو .gif)
بازدید : 193 مرتبه | موضوع :
رویین عزیزم چون مامان از ١٠ ماهگیت این وبلاگ و با پشتکار مامی ترانه شروع به نوشتن کرده بنابراین
مجبورم گاهی به عقب برگردم. 
البته مامی ترانه از زمانی که تو اندازه ی کنجت بودی و عکسهای سونوگرافیت و میدید اصرار به این کار
داشت ولی مامان رویین اونقدر حالش بد بود که نمی تونست و تنها کار مثبتی که تو دوران بارداریم انجام
دادم کلاسهای یوگای بارداری بود.خیییییییییییییلی خوب بود. 
رويين جونم در حال ديدن Baby Einshein در مسافرت

کوچکترین کاربر

بازدید : 179 مرتبه | موضوع :








































بعد از مهموني هم كلي بازي كرديم 



































